***تنها فرمول خوشبختی قدر دانستن داشته هاست***

به راحتی نرسید آنکه زحمتی نکشید

***تنها فرمول خوشبختی قدر دانستن داشته هاست***

به راحتی نرسید آنکه زحمتی نکشید

خاطره ی شکار گنجشک در بهار 79

جمعه, ۵ مرداد ۱۳۹۷، ۰۶:۲۳ ب.ظ

با سلام

من عاشق گنجشک بودم یعنی بعد از امتحانات اردیبهشت چه تو بهار چه تو تابستون همش تو نخلستان بودم . اول به نخلها نگاه میکردم اگه میدیدم که یه جایی پر اومده بیرون دیگه نهایت خوشحالی من بود. رفتم بالا و پنچ تا بچه گنجشک فر کن(پروازکن) ازش اوردم بیرون و بردمشون خونه. اول بهشون اب دادم و بعد رو به قبله شون کردم و گردن زدم بعد بالشون رو کندم و نمک زدمشون و سرخشون کردم و خوردم. این شده بود کار هر روز من تا یه روز دست کردم دیدم یهو یه مار اومد بیرون . ازترس پاهام شل شد و محکم خوردم زمین. شانس اوردم لگنم نشکست. بلند شدم و در رفتم. از اون روز به بعد دیگه توبه کردم. و ادم شدم.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۵/۰۵
غلامرضا ...

نظرات  (۲)

۰۵ مرداد ۹۷ ، ۱۸:۳۹ chefft.blog.ir 💞💕
😄😄
داییه منم یه تیرکمون با چوب و تیوپ درست کرده بود و با سنگ میزد به گنجشکها، بعدم سرخ میکرد و میخورد.
میگفتن خوشمزس ولی من نخوردم نمیدونم چه مزه ایه
پاسخ:
خیلی خوشمزس. تو بندر عباس یه مغازه هس که سیخ گنجشک میفروشه(من بندرعباسی نیستم).
منم تیرکمون داشتم و دو لایه درست میگردم که قدرت پرتابش دو برابر بشه. هر وقت هم میکشیم خون گنجشک رو پایین تیرکمون میکشیدم که بگیم گنجشک شکار کردیم.
یاعلی
خیلی باحال بود😄من گنجشک کبابی زیادخوردم
پاسخ:
سلام
نوش جان

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی